مجلس ختمی برای مرگ...

عصری رفته بودم به یه مجلس ختم.

ختم یه همکار قدیمی که چند سالی زیر دستش کار می کردم...خدا بیامرز چند سالی معاون وزیرمون بود.

و قبل از اون سه دوره نماینده مجلس (دوره های اول تا سوم)

و پدر مرحومش از بزرگان حوزه علمیه قم.

مسجد پر بود از چهره هایی که هر کدومشون توی یه دوره ای برای خودشون وزنه ای بودن (و بعضیا هنوزم هستن)

چهره هایی که دیدن هرکدومشون، دریچه ای رو به روی خاطرات تلخ و شیرین گذشته باز می کرد.

از آقای کروبی و خاتمی گرفته تا چهره های شاخص دیگه...

تعداد وزرا، معاونین وزرا، نماینده های مجلس و... که از طیف ها و جناح های مختلف اونجا بودن از شمار خارج بود.

آدمایی رو دیدم که سال ها بود ازشون خبر نداشتم و حتی نمی دونستم هنوز هستن یا...

چندتا نکته برام جالب بود:

یکی اینکه خبرای بد چقدر زود پخش میشن

دیگه اینکه آدما فکر می کنن مرگ فقط برای همسایه س

و آخری اینکه

آدما وقتی از چیزی می ترسن

دلشون می خواد در کنار هم باشن

تا شاید

بتونن فراموشش کنن

و کمتر بترسن

مثل

.

.

.

.

.

.

مرگ

.

.

.

.

.

.

و چقدر ما آدما روی مرگ اتفاق نظر داریم...

و چقدر ما از مرگ می ترسیم...

و چقدر ترس از مرگ ما رو به هم نزدیک می کنه...

.

.

.

.

راستی، به نظر شما مرگ ترسناکه!!؟؟؟؟

 

 

فرشته مرگ...

 

 

/ 39 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیطان

آدما وقتی از چیزی می ترسن ...... خیلی درسته [گل]

Masii

مرگ يعني: شعر ؛ نه گل ؛ نه آسمان ؛نه بلبل ؛ نه مرگ يعني: از اين جهان گم و گور دور دور ازتمام هستي دور مرگ يعني: ننگ ، زشت ، سياه مرگ يعني: نه افتاب ، نه ماه مرگ يعني: نه مي ، نه دوست، نه برگ سخن ساده: مرگ يعني مرگ!!

سامان

.•* *•. .•* سلام خوبی اپم بیا.•* *•. .•* نه ترس نداره[نیشخند]

سامان

.•* *•. .•* سلام خوبی اپم بیا.•* *•. .•* نه ترس نداره[نیشخند]

الهه

ممنون که به من سر زدی بازم بیا ممنتظرتم قربونت فعلا بیای ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! [گل]تیک تاک صدای تولد ثانیه هاست این منم که تکراری شده ام و هنوز در دیروز به دنبال فردایم می گردم[گل]

Masii

[ناراحت]آره بیچاره ها عید شما هم مبارک.[گل]

مریم

نه! الان چند سالیه که دیگه از مرگ نمی ترسم! من معتقدم آدم وقتی یه عزیزی رو اونور داره راحت میره چون پشتش به اون گرمه... منم دارم کسی رو که به خاطرش هر وقت زمانش بشه با دل قرض و محکم میرم! چقدر دلم برای دوستم و برای داییم که هر دو اونورن تنگ شده! عین تو در اون پستی که برای مادربزرگت نوشتی!

لیلا

خب خیلی وقته که آرزوش رو دارم [ناراحت]