با شما هستم!!!

استادی داشتیم که خیلی خشکه مقدس بود و برای همینم به طرز عجیبی با دخترای کلاس مشکل داشت!

یه روز چندتا از دخترای شیطون که ته کلاس نشسته بودن داشتن با هم می گفتن و می خندیدن...

استاد تا مدتی به روی خودش نیاورد بعد رو به پسرای کلاس کرد و گفت:

آقایون کمی آرومتر!

دوستم که کنار من نشسته بود با تعجب به من نیگا کرد و منم یه نیگایی به دور و برم کردم و لبخند ملیحی تحویلش دادم!

دخترا صداشون بلندتر شد و استاد دوباره رو به ما کرد و همون جمله رو تکرار کرد:

آقایون! با شما هستم یه ذره یواشتر!

یه دفه یکی از دخترا با صدای بلندی قهقهه زد و اینبار استاد رو به ما داد زد:

آقایی که مانتوی سبز پوشیدی! با شما هستم!!!

/ 77 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ما نسل سومی ها

خاطرتون خیلی باحاااااااااااال بووووووووووود[نیشخند][پلک]

دختر قصه گو

[گل] رمز موفقیتت چیه؟ هرچی مینویسی به دل میشینه!!!

topfeeling

[گل] هر بار میام اینجا یه لحظه رو عنوان وبلاگت زوم می کنم پارادکس جالبیه[چشمک]

سنا

[قلب][قلب]خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی با حال بود.چقدر استاد خجالتی ای بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[قلب].قشنگ بود.آپم عزیز

نویسنده

متشکرم اما چیزی در رابطه با تبادل لینک نگفتید

خانوم مارپل

چه آدم مزخرفی بوده خدایی اگه زن داشته باشه لابد تو خونه به زنش هم میگه اصغر آقا چایی رو بیار [قهقهه]

ريحانه

سلام..لینکت رو وقتی دیدم اسمش برام جالب بود برا همین کلیک کردم. حالا که 2 تا پست اخرت رو خوندم دیدم به جز اسمش , مطالبش هم جالب بود

فاطمه یگانه

سلام... من به جز خودم تا حالا با یگانه ی دیگه ا یی آشنا نشده بودم..از دیدار لینکتون خوشبختم